فرخنده آقايی

صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

  داستان
  يادداشت
  گفتگو
  نقد آثار
  كتاب
  آلبوم عکس
  خواندنی ها

از شيطان آموخت و سوزاند نوشته فرخنده آقايي

مجموعه داستان






نقد علی الله سلیمی بر گربه های گچی

رهایی از خواب های لعنتی


به تازگى هفت داستان كوتاه از نوشته هاى اخير داستان نويس معاصر فرخنده آقايى در قالب كتابى با عنوان «گربه هاى گچى» توسط نشر قصه در تهران راهى بازار كتاب شده است. پيش از اين مجموعه داستان هاى موفقى همچون «تپه هاى سبز»، «راز كوچك و داستان هاى ديگر»، «يك زن، يك عشق» و كتاب داستانى «جنسيت گمشده» از وى منتشر شده است و مجموعه «يك عكس يادگارى با فرخنده آقايى» توسط مهدى كريمى گردآورى شده است كه پيرامون زندگى و آثار اين نويسنده معاصر است.

همچنين دومين كتاب اين نويسنده (راز كوچك و...) كه در سال ۱۳۷۲ توسط نشر معين در تهران منتشر شده است، در همان سال نخستين جايزه ادبى قلم زرين گردون را به خود اختصاص داد و باز همين كتاب در اسفند ۱۳۷۷ يكى از جوايز بيست سال داستان نويسى به انتخاب دفتر مطالعات و تحقيقات ادبيات داستانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى را كسب كرد.

كتاب اخير اين نويسنده (گربه هاى گچى) حجم كمى دارد و داستان هاى كوتاه «پرديس»، «آناناس»، «خواب هاى لعنتى»، «بخت، بخت اول»، «گربه هاى گچى»، «مددكار»، و «لاك پشت من» را در خود جاى داده است.

اين كتاب به عنوان تازه ترين كارنامه داستانى فرخنده آقايى برگ هاى زرين و قابل توجهى از اين نويسنده ميانسال را رو مى كند. اشاره به ميانسالى نويسنده از آن روى است كه وى مراحل تجربه آزمايى را طى ساليان گذشته پشت سر گذاشته و از انتشار اولين مجموعه داستان وى (تپه هاى سبز) تا به امروز هفده سال مى گذرد و اين زمان كمى براى تجربه آزمايى و تثبيت جايگاه براى يك هنرمند نيست.

كتاب «گربه هاى گچى» از نظر صورى شباهت هاى زيادى به اولين كتاب اين نويسنده دارد. يادم مى آيد وقتى «تپه هاى سبز» را در آن سال ها ديدم حجم كوچكى داشت (گمانم حول وحوش ۶۰ صفحه) و باز يادم مانده كه هفت داستان كوتاه داشت درست به اندازه تعداد داستان هاى «گربه هاى گچى» اما بين انتشار اين دو كتاب فاصله زمانى زيادى حدود شانزده سال طى شده است و در اين شانزده سال فرخنده آقايى از آن فضاهاى «تپه هاى سبز» فاصله زيادى گرفته است. البته اين فاصله ها بيشتر در فرم و ساختار داستان هاى آقايى ديده مى شود تا مضامين و دغدغه هاى ذهنى اين نويسنده كه اغلب دغدغه هاى اجتماعى و مردمى داشته و حالا در «گربه هاى گچى» تمايل عبور از اين دغدغه ها را دارد.فرخنده آقايى در مجموعه «گربه هاى گچى» تمايل دارد به درون آدم ها و شخصيت هاى داستانى اش سرك بكشد و در اين ابراز تمايل تا حدودى هم موفق است.

در داستان هاى قبلى اين نويسنده اگر دغدغه و يا دردى مطرح بود، متعلق به طيف وسيع ترى بود ولى حالا اين دردها در فرديت آدم ها خلاصه شده است. راوى داستان كوتاه «پرديس» قصد دارد در جمعى ناآَشنا براى «من» خود جاى باز كند و شخصيت محورى داستان كوتاه «آناناس» صادقانه «من» خود را به نمايش مى گذارد و...

اغلب داستان هاى آقايى از ايجازهاى لازم برخوردار هستند و در اين ميان مى توان به نثر پاكيزه نويسنده اشاره كرد كه به دور از هرگونه پيچيده نويسى هاى رايج و سردرگم با وضوح و شفافيت بيشترى چشم اندازهاى داستانى را براى مخاطب ترسيم مى كند. همچنين در اين داستان ها از توصيف فضاهاى پيرامونى شخصيت ها كاسته شده و در عوض توصيف حالات روحى آدم هاى داستانى پررنگ تر شده، اقدامى كه براى آقايى نمرات بالايى را به ارمغان مى آورد.

به نقل از روزنامه شرق:
http://www.sharghnewspaper.com/830209/book.htm#s48039


نظر خوانندگان: 0 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است